<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[Iran Talar - All Forums]]></title>
		<link>http://www.irantalar.com/</link>
		<description><![CDATA[Iran Talar - http://www.irantalar.com]]></description>
		<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 12:25:26 +0330</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[10 ساعت فلش قابل استفاده براي سري w]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1029</link>
			<pubDate>Wed, 15 Oct 2008 20:06:10 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1029</guid>
			<description><![CDATA[از لينك زير دريافت كنيد اين ساعتها با ساعت موبايل ست شده و ساعت واقعي را نشان ميدهند<br />
http://www.snapdrive.net/qs/84c9476d1562]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[از لينك زير دريافت كنيد اين ساعتها با ساعت موبايل ست شده و ساعت واقعي را نشان ميدهند<br />
http://www.snapdrive.net/qs/84c9476d1562]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چهار قديس كليساي كاتوليك]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1027</link>
			<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 10:24:10 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1027</guid>
			<description><![CDATA[پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليك هاي جهان چهار قديس جديد اين كليسا را معرفي كرده است.<br />
<br />
در ميان قديسان جديد كليساي كاتوليك، نام خواهر آلفونسا، راهبه هندي نيز ديده مي شود كه به اين ترتيب او به اولين قديس زن كشورش تبديل شده است. <br />
<br />
به گمان تحليلگران اين اقدام رهبر كاتوليك هاي جهان به اقليت مسيحي هند كه در حال حاضر با اكثريت هندو در برخي مناطق اين كشور دچار اختلاف هستند، كمك مي كند. <br />
<br />
همزمان با اعلام قديس شدن خواهر آلفونسا، زنگ كليساهاي كرالا، زادگاه اين راهبه هندي در جنوب اين كشور به صدا در آمد. هزاران نفر در كليساي كوچكي گرد هم جمع شده و به عبادت مشغول بودند. <br />
<br />
در مورد خواهر آلفونسا گفته شده كه پس از مرگش، چندين بيمار به طور معجزه آسايي شفا يافته اند.<br />
<br />
پاپ بنديكت شانزدهم همچنين در سخناني كه پس از معرفي چهار قديس جديد بيان كرد، خشونت هاي اخير عليه اقليت مسيحيان عراق و هند را محكوم كرد. <br />
<br />
  <br />
 <br />
<br />
خشونت هاي اخير فرقه اي در هند طي ماه هاي اخير جان چهل مسيحي هند را گرفته است. مسيحيان دو درصد جميعت بالاي يك ميلياردي هند را شامل مي شوند. <br />
<br />
خواهر آلفونسا دومين قديس هند به شمار مي رود. پيش از اين واتيكان، گونزالو گارسيا را كه والديني پرتغالي داشت در سال 1862 به عنوان قديس انتخاب كرده بود. <br />
<br />
خواهر آلفونسا در 36 سالگي درگذشت. آرامگاه او براي بسياري به محلي زيارتي تبديل شده است.<br />
<br />
مادر ترزا، راهبه آلبانيايي كه عمر خود را وقف خدمت به فقراي كلكته كرد در فهرست افرادي قرار دارد كه به احتمال زياد به عنوان قديس معرفي خواهند شد. <br />
<br />
پاپ بنديكت شانزدهم همچنين امروز گيتانو اريكو، يك كشيش قرن نوزدهم اهل ناپل، خواهر ماريا برناردا، راهيه سوئيسي كه در اكوادور و كلمبيا خدمت كرد و نارسيسا دي خسوس مورتيلو موران، زني غير روحاني از اكوادور را كه به فقرا و بيماران كمك مي كرد، به عنوان قديس معرفي كرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليك هاي جهان چهار قديس جديد اين كليسا را معرفي كرده است.<br />
<br />
در ميان قديسان جديد كليساي كاتوليك، نام خواهر آلفونسا، راهبه هندي نيز ديده مي شود كه به اين ترتيب او به اولين قديس زن كشورش تبديل شده است. <br />
<br />
به گمان تحليلگران اين اقدام رهبر كاتوليك هاي جهان به اقليت مسيحي هند كه در حال حاضر با اكثريت هندو در برخي مناطق اين كشور دچار اختلاف هستند، كمك مي كند. <br />
<br />
همزمان با اعلام قديس شدن خواهر آلفونسا، زنگ كليساهاي كرالا، زادگاه اين راهبه هندي در جنوب اين كشور به صدا در آمد. هزاران نفر در كليساي كوچكي گرد هم جمع شده و به عبادت مشغول بودند. <br />
<br />
در مورد خواهر آلفونسا گفته شده كه پس از مرگش، چندين بيمار به طور معجزه آسايي شفا يافته اند.<br />
<br />
پاپ بنديكت شانزدهم همچنين در سخناني كه پس از معرفي چهار قديس جديد بيان كرد، خشونت هاي اخير عليه اقليت مسيحيان عراق و هند را محكوم كرد. <br />
<br />
  <br />
 <br />
<br />
خشونت هاي اخير فرقه اي در هند طي ماه هاي اخير جان چهل مسيحي هند را گرفته است. مسيحيان دو درصد جميعت بالاي يك ميلياردي هند را شامل مي شوند. <br />
<br />
خواهر آلفونسا دومين قديس هند به شمار مي رود. پيش از اين واتيكان، گونزالو گارسيا را كه والديني پرتغالي داشت در سال 1862 به عنوان قديس انتخاب كرده بود. <br />
<br />
خواهر آلفونسا در 36 سالگي درگذشت. آرامگاه او براي بسياري به محلي زيارتي تبديل شده است.<br />
<br />
مادر ترزا، راهبه آلبانيايي كه عمر خود را وقف خدمت به فقراي كلكته كرد در فهرست افرادي قرار دارد كه به احتمال زياد به عنوان قديس معرفي خواهند شد. <br />
<br />
پاپ بنديكت شانزدهم همچنين امروز گيتانو اريكو، يك كشيش قرن نوزدهم اهل ناپل، خواهر ماريا برناردا، راهيه سوئيسي كه در اكوادور و كلمبيا خدمت كرد و نارسيسا دي خسوس مورتيلو موران، زني غير روحاني از اكوادور را كه به فقرا و بيماران كمك مي كرد، به عنوان قديس معرفي كرد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خيزش کاوه آهنگر]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1026</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 18:37:50 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1026</guid>
			<description><![CDATA[سردار بزرگی که روحیه ظلم ستیزی را در ایرانیان گسترش داد <br />
<br />
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه               بر او انجمن گشت بازارگاه<br />
<br />
همی بر خروشید و فریاد خواند                        جهان را سراسر سوی داد خواند<br />
<br />
از آن چرم کاهنگران پشت پای                 بپوشند هنگام زخم درای <br />
<br />
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد                         همانگه ز بازاز برخواست کرد<br />
<br />
 ( فردوسی بزرگ )<br />
<br />
 <br />
<br />
چون ز استبداد آنان ملک شد ویران و پست              کاوه و دیگر هنرمندان برآوردند دست <br />
<br />
الا ای کاوه خنجر کش                   سوی ضحاک لشگر کش <br />
<br />
فریدون است هان                   برکش درفش کاویانی را <br />
<br />
( شادروان ملک الشعرای بهار )<br />
<br />
<br />
رمز و راز و در پرده سخت گفتن درونمايه زبان اسطوره ايست. اين زبان ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف ميکند و از گذشته ها به حال و از حال به آينده توجه ميدهد و به درستي که بيانگر آرزوها ايدآل ها و آرمانهاي يک قوم است. اسطوره ها غايت آرزوهاي اقوام و آنچه ايشان به آن عشق ميورزند و دوست ميدارند تعريف ميکند. شناخت اسطوره ها شناخت آرمانهاست و بي شک کاوه آهنگر از پرآوازه ترين اسطوره هاي پارسيست. ماجراي ضحّاک ماردوش از شنيدني ترين داستانهاي شاهنامه اثر فردوسي ، اين بزرگ مرد  آزاده ايراني است که در آن به کاوه آهنگر اشاره ميشود و فردوسي اين شخصيت را دوباره ميپروراند تا امروز ما از آزادگي و دادگري کاوه درس بگيريم و زير پرچم ستم و بيداد نرويم. باهم به مروري کوتاه بر اين داستان ميپردازيم. مرداس از فرمانروايان قدرتمند عربي بود که پسري بد گوهر و بد ذات به نام ضحّاک داشت. ضحّاک با همفکري شيطان که در لباس پيرمردي خيرخواه بر او آشکار ميشود، پر انگيزه به کشتن پدر و رسيدن به قدرت و فرمانروايي ميشود و پدرش را که در حال نيايش از پاي در مي آورد.ضحّاک اين چنين بر تخت شاهي و فرمانروايي نشست ميکند و به مدت هزار سال حکم راني ميکند. دوران حکومت ضحّاک دوراني تيره و سياه بود. خرافات و گزند بر خرد و راستي چيره گر شده بودند و بيداد و پليدي ايران زمين را فرا گرفته بود. شيطان روزي در لباس آشپز به دربار مي آيد. بعد از اينکه چيره دستي شيطان در خواليگري بر درباريان آشکار ميشود وي را به آشپزخانه دربار راه مي يابد. شيطان پاداش خود را براي مهارتش در خواليگري بوسه زدن بر شانه هاي پادشاه- ضحّاک ميخواند و درباريان به وي اجازه ميدهند که شانه هاي ضحّاک را ببوسد.<br />
<br />
از جاي بوسه اي که شيطان بر شانه هاي ضحّاک ميزند دو مار ميرويند. ضحّاک درمانده به دنبال پزشک بود که شيطان اينبار در لباس پزشک براي تيمار وي آشکار شده و به او ميگويد که بايد هر روز مغز دو جوان را براي آن دو مار پخت کنند و به آنان بخورانند.  دژخيمان ضحّاک براي زنده نگاهداري ماران ضحّاک روزانه دو جوان را از پارسيان بر ميگزيدند و ميکشتند. اين کشتار بر پارسيان گران افتاد و دو دليرمرد يکي ارمايل و ديگري گرمايل به چاره انديشي بر آمدند. بعد از راه يابي به دربار ضحّاک به خواليگري پرداختند. چون دژخيمان دو جوان به نزد ايشان مي آوردند يکي را رهايي ميدادند و به او بز و ميش ميدادند تا راه دشت و کوه را پي گيرند و دوباره به دست دژخيمان ضحّاک نيافتند. به گفته فردوسي کردهاي امروزي از همان تخمه و نژاد از همان جوانان نجات يافته از دست دژخيمان ضحّاک به دست دو خواليگر پارسي هستند. خواليگران به ناچار جوان ديگر را قرباني ميکردند و به مارهاي ضحّاک خوراکي از مغز انسان و گوسفند ميدادند. بنابر اين شمار قربانيان مارهاي ضحّاک از شصت نفر در ماه به سي نفر در ماه رسيد. شبي ضحّاک که در کنار ارنواز يکي از دختران جمشيد-پادشاه ايران زمين قبل از ضحّاک که وي به نزد خود آورده بود خوابيده بود، که خوابي آشفته وي را با نعره اي از خواب پرانيد. ضحّاک روياي خود را چنين بازگو ميکند که سه مرد جنگي به وي حمله بودند، و او را کت بسته در مقابل مردم به سوي دماوند ميراندند. اختر شناسان و موبدان را از ترس ياراي تعبير خواب ضحّاک نبود، اما سرانجام به او گفتند که تاج و تخت او دير نخواهد پاييد. چون فريدون بالغ شود و به مردي رسد با گرز پولادين و گاونشانش را که نشان خاندان اثفيان است بر سر تو خواهد کوبيد و تورا به خواري خواهد بست و بر تخت تو خواهد نشست. ضحّاک پرسيد کينه او از چيست؟ و به او گفتند که پدر فريدون و گاوي به نام برمايه که دايه او نيز باشد به دست تو کشته خواهند شد و اين کشتار تو کينه اي سخت بر دل فريدون خواهد افکند. ضحّاک با شنيدن اين سخنان از هوش رفت و از آن روز به بعد ديگر آرام و قرار نداشت و هراسيمه به دنبال فريدون ميگشت تا او را نيست کند.<br />
<br />
آبتين پدر فريدون در هنگام گريز به دست دژخيمان ضحّاک کشته ميشود و فرانک مادر فريدون وي را در روستاي ورک در ناحيه لاريجان مازندران به دنيا مي آورد. فرانک هراسان فريدون را به نگهبان مرغزاري ميسپارد و از او ميخواهد که فريدون را تيمار کند. فريدون سه سال از برمايه گاوي که هر موي او همچون طاووس نر از يک رنگ بود شير ميخورد، تا اينکه همه جا صحبت از اين گاو ميشود و ضحّاک از اين مکان آگاه ميشود. پس فرانک به دنبال فريدون مي آيد و اورا به البرز کوه ميبرد تا از گزند ضحّاک به دور باشد. فريدون در البرز کوه به دست پيرمردي سپرده ميشود تا اورا پدر و نگاهبان باشد. ضحّاک در اين ميان به آن مرغزار ميرود و برمايه را ميکشد و خانه آبتين را به آتش اهريمني خويش ميسوزاند.<br />
<br />
فريدون بعد از شانزده سال سراغ مادرش را ميگيرد و از البرز کوه به نزد فرانک مي آيد تا از او در مورد خودش سوال کند. فرانک براي او تمامي آنچه بر ايشان گذشته داستان ميکند و به او ميگويد که پدرش آبتين خردمندي بي آزار از نژاد تهمورث بوده و از نسل پادشاهان بوده است و به دست ضحّاکيان کشته و از مغزش براي ماران ضحّاک خورش درست شده است. فريدون بعد از آگاهي يافتن از سرگذشت خود بسيار خشمگين ميشود و به مادر ميگويد که شمشير بر دست خواهد گرفت و ضحّاک را از تخت پايين خواهد کشيد، اما مادر به او هشدار ميدهد که ضحّاک قدرتمند است و سپاهي بزرگ و نيرومند دارد و از او ميخواهد که جهان را با بينشي فراتر از بينش جواني اش ببيند تا سر خود را بيهوده و به خامي بر باد ندهد.<br />
<br />
ضحّاک همچنان از فريدون هراسان بود و از هراس وي شب و روز نداشت. سرانجام براي مشروعيت بخشيدن به حکومت اهريمني خويش بزرگان و مهتران را فراخواند و از آنان خواست که بر نوشته اي گواهي دهند که ضحّاک جز نيکي و داد نجسته و نخواسته است. بزرگان و پيران در حال گواهي دادن بودند که به ناگاه فريادي از ميان جمعيت برميخيزد و جمعيت را خروش و هم همه اي مي افتد. کاوه آهنگر به ضحّاک ميخروشد که من کاوه دادخواه، آهنگري بي آزار هستم و تورا نيکخواه و دادگر نميدانم. کاوه با جسارت به ضحّاک ميگويد که اگر تو پادشاه هفت کشوري چرا همه رنج و سختي آن بر گردن ماست؟. وي به ضحّاک ميخروشد که مغر فرزندان من خوراک ماران تو شده اند و اکنون هم يکي از پسران من در نزد تو گرفتار است. ضحّاک که هرگز نمي انديشيد مردي با چنين زهره و گفتاري به وي آنچنان بخروشد، سراسيمه دستور ميدهد فرزند وي را آزاد کنند و به وي بازگردانند. کاوه روي به پيران و بزرگان که در حال گواهي دادن به دادگري ضحّاک بودن ميکند و ميخروشد که شما دل به ضحّاک سپرده ايد و ز يزدان ترسي به دل و شرمي به سر نداريد و بسوي دوزخ روانه ايد که ايگونه نا دادگرانه گواه بر دادگري ضحّاک ميشويد. کاوه ميگويد من نه بر اين گواهي پوچ گواهي ميدهم نه از ضحّاک هراسي دارم و گواهي را پاره کرده بر زير پاي مي افکند و از مجلس خارج ميشود. اطرافيان ضحّاک تعجب زده از وي ميپرسند که چرا به کاوه هيچ نگفت و به او اجازه چنين جسارتي را داد اما ضحّاک ميگويد گفتار کاوه آنچنان او را هراسان و آشفته کرد که تو گوئي کوهي آهنين ميان من و او پديد آمد و من نتوانستم هيچ بگويم.<br />
<br />
پس از آنکه کاوه از مجلس ضحّاک خارج شد مردم به دور وي گرد آمدند. کاوه برخروشيد و آواز دادخواهي سرداد و مردميان را به دادخواهي و ظلم ستيزي فراخواند. کاوه پيشبند چرمي آهنگري خود را به در مي آورد و بر سر نيزه اي ميکند. نيزه اي که بر آن چرم آهنگري کاوه قرار داشت در فرهنگ فارسي به درفش کاوياني نامدار است و نشانه وطنپرستي و ناسيوناليسم ايراني است. کاوه از مردم ميخواهد که فريدون را حمايت کنند و بر ضحّاک بشورند. همان چرم بر نيزه بي ارزش سبب خير شد و ضحّاکيان را از دادخواهان جدا کرد، و اين همان کاري است که اميدداريم پرچم شير و خورشيد انجام دهد !<br />
<br />
مردم به نزد فريدون رفتند و فريدون چرم برنيزه را به فال نيک گرفت و به ابريشم روم و زربافت و گوهرهاي سرخ و زرد و بنفش بياراست. از آن پس هر کس به پادشاهي ايران زمين ميرسيد درفش کاوياني را با گوهري نو مي آراست. فريدون چون روزگار را بر ضحّاک آشفته ميبيند کلاه کياني به سر ميکند و نزد مادر مي آيد به او ميگويد که به سوي ميدان خواهد رفت و از مادر ميخواهد که برايش نيايش کند. فرانک فريدون را به دادار پاک ميسپارد و از او ميخواهد که فرزندش را از بدي و پليدي به دور نگه دارد. فريدون به دو برادر خود کيانوش و شادکام ميگويد که روز پيروزي دور نيست و تاج تهمورث و جمشيد را باز پس خواهيم گرفت، و ايران را دوباره پر از داد خواهيم کرد. فريدون آهنگران را فرا ميخواند و نقش گرزي گاو نشان را برروي خاک مينگارد تا ايشان از روي آن نگارش گرزي گاونشان برايش بسازند. آهنگراني چيره دست گرز گاونشاني را براي فريدون ميسازند.<br />
<br />
در خرداد روز (روز ششم ماه) فريدون با سپاهيان به جنگ ضحّاکيان ميرود. از اروند رود ميگذرد به دژ ضحّاک در بيت المقدس ميرسد و بدان راه ميابد اما ضحّاک را نمي يابد، زيرا وي براي اينکه پيشگويي فالگيران درست از آب در نيايد به هندوستان رفته بود. کندرو دست نشانده ضحّاک در بيت المقدس مي آيد و فريدون را مي ستايد، اما شبانه راه هندوستان به پيش ميپگيرد و به نزد ضحّاک ميشود. ضحّاک را از آنچه بر او رفته آگهي ميدهد. ضحّاک با سپاهي از بيراهه به دژ مي آيد اما به اسارت فريدون در مي آيد. به فريدون الهام ميشود که وقت نيستي و نابودي ضحّاک هنوز فرانرسيده، پس اورا دست بسته و خوار به لاريجان و سپس البرزکوه ميبرد و در غاري که بن آن ناپيدا بود مي آويزد. روز پيروزي فريدون بر ضحّاک روزيست که جشن مهرگان در آنروز برگذار ميشود. مهرگان جشني است که در آن سپيدي بر سياهي و جهل پيروز ميشود و روزيست که ايرانيان آزادي و رهايي از ستم ظالمان و ضحّاکيان و پيروزي نيکي بر پليدي را جشن ميگيرند.<br />
<br />
و اما سرور و جشن از يک طرف و ترس از اينکه زنده شدن ياد کاوه و دادخواهي وي در ميان ايرانيان آنان را دوباره و چند باره به دادخواهي تشويق کند، آدمخواران و ضحّاکيان اين زمانه را آنچنان ميهراساند که قدرت دوزخي خويش را به رخ مجسمه بي جان کاوه آهنگر در اصفهان بکشند و تبر هاي دشمني با فرهنگ ايراني را بر تکه سنگهاي تکه تکه شده فرو بياورند . <br />
<br />
 <br />
<br />
گردآوری از نورا نیک سرشت , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سردار بزرگی که روحیه ظلم ستیزی را در ایرانیان گسترش داد <br />
<br />
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه               بر او انجمن گشت بازارگاه<br />
<br />
همی بر خروشید و فریاد خواند                        جهان را سراسر سوی داد خواند<br />
<br />
از آن چرم کاهنگران پشت پای                 بپوشند هنگام زخم درای <br />
<br />
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد                         همانگه ز بازاز برخواست کرد<br />
<br />
 ( فردوسی بزرگ )<br />
<br />
 <br />
<br />
چون ز استبداد آنان ملک شد ویران و پست              کاوه و دیگر هنرمندان برآوردند دست <br />
<br />
الا ای کاوه خنجر کش                   سوی ضحاک لشگر کش <br />
<br />
فریدون است هان                   برکش درفش کاویانی را <br />
<br />
( شادروان ملک الشعرای بهار )<br />
<br />
<br />
رمز و راز و در پرده سخت گفتن درونمايه زبان اسطوره ايست. اين زبان ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف ميکند و از گذشته ها به حال و از حال به آينده توجه ميدهد و به درستي که بيانگر آرزوها ايدآل ها و آرمانهاي يک قوم است. اسطوره ها غايت آرزوهاي اقوام و آنچه ايشان به آن عشق ميورزند و دوست ميدارند تعريف ميکند. شناخت اسطوره ها شناخت آرمانهاست و بي شک کاوه آهنگر از پرآوازه ترين اسطوره هاي پارسيست. ماجراي ضحّاک ماردوش از شنيدني ترين داستانهاي شاهنامه اثر فردوسي ، اين بزرگ مرد  آزاده ايراني است که در آن به کاوه آهنگر اشاره ميشود و فردوسي اين شخصيت را دوباره ميپروراند تا امروز ما از آزادگي و دادگري کاوه درس بگيريم و زير پرچم ستم و بيداد نرويم. باهم به مروري کوتاه بر اين داستان ميپردازيم. مرداس از فرمانروايان قدرتمند عربي بود که پسري بد گوهر و بد ذات به نام ضحّاک داشت. ضحّاک با همفکري شيطان که در لباس پيرمردي خيرخواه بر او آشکار ميشود، پر انگيزه به کشتن پدر و رسيدن به قدرت و فرمانروايي ميشود و پدرش را که در حال نيايش از پاي در مي آورد.ضحّاک اين چنين بر تخت شاهي و فرمانروايي نشست ميکند و به مدت هزار سال حکم راني ميکند. دوران حکومت ضحّاک دوراني تيره و سياه بود. خرافات و گزند بر خرد و راستي چيره گر شده بودند و بيداد و پليدي ايران زمين را فرا گرفته بود. شيطان روزي در لباس آشپز به دربار مي آيد. بعد از اينکه چيره دستي شيطان در خواليگري بر درباريان آشکار ميشود وي را به آشپزخانه دربار راه مي يابد. شيطان پاداش خود را براي مهارتش در خواليگري بوسه زدن بر شانه هاي پادشاه- ضحّاک ميخواند و درباريان به وي اجازه ميدهند که شانه هاي ضحّاک را ببوسد.<br />
<br />
از جاي بوسه اي که شيطان بر شانه هاي ضحّاک ميزند دو مار ميرويند. ضحّاک درمانده به دنبال پزشک بود که شيطان اينبار در لباس پزشک براي تيمار وي آشکار شده و به او ميگويد که بايد هر روز مغز دو جوان را براي آن دو مار پخت کنند و به آنان بخورانند.  دژخيمان ضحّاک براي زنده نگاهداري ماران ضحّاک روزانه دو جوان را از پارسيان بر ميگزيدند و ميکشتند. اين کشتار بر پارسيان گران افتاد و دو دليرمرد يکي ارمايل و ديگري گرمايل به چاره انديشي بر آمدند. بعد از راه يابي به دربار ضحّاک به خواليگري پرداختند. چون دژخيمان دو جوان به نزد ايشان مي آوردند يکي را رهايي ميدادند و به او بز و ميش ميدادند تا راه دشت و کوه را پي گيرند و دوباره به دست دژخيمان ضحّاک نيافتند. به گفته فردوسي کردهاي امروزي از همان تخمه و نژاد از همان جوانان نجات يافته از دست دژخيمان ضحّاک به دست دو خواليگر پارسي هستند. خواليگران به ناچار جوان ديگر را قرباني ميکردند و به مارهاي ضحّاک خوراکي از مغز انسان و گوسفند ميدادند. بنابر اين شمار قربانيان مارهاي ضحّاک از شصت نفر در ماه به سي نفر در ماه رسيد. شبي ضحّاک که در کنار ارنواز يکي از دختران جمشيد-پادشاه ايران زمين قبل از ضحّاک که وي به نزد خود آورده بود خوابيده بود، که خوابي آشفته وي را با نعره اي از خواب پرانيد. ضحّاک روياي خود را چنين بازگو ميکند که سه مرد جنگي به وي حمله بودند، و او را کت بسته در مقابل مردم به سوي دماوند ميراندند. اختر شناسان و موبدان را از ترس ياراي تعبير خواب ضحّاک نبود، اما سرانجام به او گفتند که تاج و تخت او دير نخواهد پاييد. چون فريدون بالغ شود و به مردي رسد با گرز پولادين و گاونشانش را که نشان خاندان اثفيان است بر سر تو خواهد کوبيد و تورا به خواري خواهد بست و بر تخت تو خواهد نشست. ضحّاک پرسيد کينه او از چيست؟ و به او گفتند که پدر فريدون و گاوي به نام برمايه که دايه او نيز باشد به دست تو کشته خواهند شد و اين کشتار تو کينه اي سخت بر دل فريدون خواهد افکند. ضحّاک با شنيدن اين سخنان از هوش رفت و از آن روز به بعد ديگر آرام و قرار نداشت و هراسيمه به دنبال فريدون ميگشت تا او را نيست کند.<br />
<br />
آبتين پدر فريدون در هنگام گريز به دست دژخيمان ضحّاک کشته ميشود و فرانک مادر فريدون وي را در روستاي ورک در ناحيه لاريجان مازندران به دنيا مي آورد. فرانک هراسان فريدون را به نگهبان مرغزاري ميسپارد و از او ميخواهد که فريدون را تيمار کند. فريدون سه سال از برمايه گاوي که هر موي او همچون طاووس نر از يک رنگ بود شير ميخورد، تا اينکه همه جا صحبت از اين گاو ميشود و ضحّاک از اين مکان آگاه ميشود. پس فرانک به دنبال فريدون مي آيد و اورا به البرز کوه ميبرد تا از گزند ضحّاک به دور باشد. فريدون در البرز کوه به دست پيرمردي سپرده ميشود تا اورا پدر و نگاهبان باشد. ضحّاک در اين ميان به آن مرغزار ميرود و برمايه را ميکشد و خانه آبتين را به آتش اهريمني خويش ميسوزاند.<br />
<br />
فريدون بعد از شانزده سال سراغ مادرش را ميگيرد و از البرز کوه به نزد فرانک مي آيد تا از او در مورد خودش سوال کند. فرانک براي او تمامي آنچه بر ايشان گذشته داستان ميکند و به او ميگويد که پدرش آبتين خردمندي بي آزار از نژاد تهمورث بوده و از نسل پادشاهان بوده است و به دست ضحّاکيان کشته و از مغزش براي ماران ضحّاک خورش درست شده است. فريدون بعد از آگاهي يافتن از سرگذشت خود بسيار خشمگين ميشود و به مادر ميگويد که شمشير بر دست خواهد گرفت و ضحّاک را از تخت پايين خواهد کشيد، اما مادر به او هشدار ميدهد که ضحّاک قدرتمند است و سپاهي بزرگ و نيرومند دارد و از او ميخواهد که جهان را با بينشي فراتر از بينش جواني اش ببيند تا سر خود را بيهوده و به خامي بر باد ندهد.<br />
<br />
ضحّاک همچنان از فريدون هراسان بود و از هراس وي شب و روز نداشت. سرانجام براي مشروعيت بخشيدن به حکومت اهريمني خويش بزرگان و مهتران را فراخواند و از آنان خواست که بر نوشته اي گواهي دهند که ضحّاک جز نيکي و داد نجسته و نخواسته است. بزرگان و پيران در حال گواهي دادن بودند که به ناگاه فريادي از ميان جمعيت برميخيزد و جمعيت را خروش و هم همه اي مي افتد. کاوه آهنگر به ضحّاک ميخروشد که من کاوه دادخواه، آهنگري بي آزار هستم و تورا نيکخواه و دادگر نميدانم. کاوه با جسارت به ضحّاک ميگويد که اگر تو پادشاه هفت کشوري چرا همه رنج و سختي آن بر گردن ماست؟. وي به ضحّاک ميخروشد که مغر فرزندان من خوراک ماران تو شده اند و اکنون هم يکي از پسران من در نزد تو گرفتار است. ضحّاک که هرگز نمي انديشيد مردي با چنين زهره و گفتاري به وي آنچنان بخروشد، سراسيمه دستور ميدهد فرزند وي را آزاد کنند و به وي بازگردانند. کاوه روي به پيران و بزرگان که در حال گواهي دادن به دادگري ضحّاک بودن ميکند و ميخروشد که شما دل به ضحّاک سپرده ايد و ز يزدان ترسي به دل و شرمي به سر نداريد و بسوي دوزخ روانه ايد که ايگونه نا دادگرانه گواه بر دادگري ضحّاک ميشويد. کاوه ميگويد من نه بر اين گواهي پوچ گواهي ميدهم نه از ضحّاک هراسي دارم و گواهي را پاره کرده بر زير پاي مي افکند و از مجلس خارج ميشود. اطرافيان ضحّاک تعجب زده از وي ميپرسند که چرا به کاوه هيچ نگفت و به او اجازه چنين جسارتي را داد اما ضحّاک ميگويد گفتار کاوه آنچنان او را هراسان و آشفته کرد که تو گوئي کوهي آهنين ميان من و او پديد آمد و من نتوانستم هيچ بگويم.<br />
<br />
پس از آنکه کاوه از مجلس ضحّاک خارج شد مردم به دور وي گرد آمدند. کاوه برخروشيد و آواز دادخواهي سرداد و مردميان را به دادخواهي و ظلم ستيزي فراخواند. کاوه پيشبند چرمي آهنگري خود را به در مي آورد و بر سر نيزه اي ميکند. نيزه اي که بر آن چرم آهنگري کاوه قرار داشت در فرهنگ فارسي به درفش کاوياني نامدار است و نشانه وطنپرستي و ناسيوناليسم ايراني است. کاوه از مردم ميخواهد که فريدون را حمايت کنند و بر ضحّاک بشورند. همان چرم بر نيزه بي ارزش سبب خير شد و ضحّاکيان را از دادخواهان جدا کرد، و اين همان کاري است که اميدداريم پرچم شير و خورشيد انجام دهد !<br />
<br />
مردم به نزد فريدون رفتند و فريدون چرم برنيزه را به فال نيک گرفت و به ابريشم روم و زربافت و گوهرهاي سرخ و زرد و بنفش بياراست. از آن پس هر کس به پادشاهي ايران زمين ميرسيد درفش کاوياني را با گوهري نو مي آراست. فريدون چون روزگار را بر ضحّاک آشفته ميبيند کلاه کياني به سر ميکند و نزد مادر مي آيد به او ميگويد که به سوي ميدان خواهد رفت و از مادر ميخواهد که برايش نيايش کند. فرانک فريدون را به دادار پاک ميسپارد و از او ميخواهد که فرزندش را از بدي و پليدي به دور نگه دارد. فريدون به دو برادر خود کيانوش و شادکام ميگويد که روز پيروزي دور نيست و تاج تهمورث و جمشيد را باز پس خواهيم گرفت، و ايران را دوباره پر از داد خواهيم کرد. فريدون آهنگران را فرا ميخواند و نقش گرزي گاو نشان را برروي خاک مينگارد تا ايشان از روي آن نگارش گرزي گاونشان برايش بسازند. آهنگراني چيره دست گرز گاونشاني را براي فريدون ميسازند.<br />
<br />
در خرداد روز (روز ششم ماه) فريدون با سپاهيان به جنگ ضحّاکيان ميرود. از اروند رود ميگذرد به دژ ضحّاک در بيت المقدس ميرسد و بدان راه ميابد اما ضحّاک را نمي يابد، زيرا وي براي اينکه پيشگويي فالگيران درست از آب در نيايد به هندوستان رفته بود. کندرو دست نشانده ضحّاک در بيت المقدس مي آيد و فريدون را مي ستايد، اما شبانه راه هندوستان به پيش ميپگيرد و به نزد ضحّاک ميشود. ضحّاک را از آنچه بر او رفته آگهي ميدهد. ضحّاک با سپاهي از بيراهه به دژ مي آيد اما به اسارت فريدون در مي آيد. به فريدون الهام ميشود که وقت نيستي و نابودي ضحّاک هنوز فرانرسيده، پس اورا دست بسته و خوار به لاريجان و سپس البرزکوه ميبرد و در غاري که بن آن ناپيدا بود مي آويزد. روز پيروزي فريدون بر ضحّاک روزيست که جشن مهرگان در آنروز برگذار ميشود. مهرگان جشني است که در آن سپيدي بر سياهي و جهل پيروز ميشود و روزيست که ايرانيان آزادي و رهايي از ستم ظالمان و ضحّاکيان و پيروزي نيکي بر پليدي را جشن ميگيرند.<br />
<br />
و اما سرور و جشن از يک طرف و ترس از اينکه زنده شدن ياد کاوه و دادخواهي وي در ميان ايرانيان آنان را دوباره و چند باره به دادخواهي تشويق کند، آدمخواران و ضحّاکيان اين زمانه را آنچنان ميهراساند که قدرت دوزخي خويش را به رخ مجسمه بي جان کاوه آهنگر در اصفهان بکشند و تبر هاي دشمني با فرهنگ ايراني را بر تکه سنگهاي تکه تکه شده فرو بياورند . <br />
<br />
 <br />
<br />
گردآوری از نورا نیک سرشت , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Grindstone Road 2008]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1025</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 17:39:18 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1025</guid>
			<description><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://rapidshare.com/files/124508591/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part1.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507015/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part2.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124505783/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part3.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124506190/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part4.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507318/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part5.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507595/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part6.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124516976/www.softarchive.net_Nest_Virus__Grindstone.part7.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124506255/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part8.rar<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://rapidshare.com/files/124508591/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part1.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507015/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part2.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124505783/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part3.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124506190/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part4.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507318/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part5.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124507595/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part6.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124516976/www.softarchive.net_Nest_Virus__Grindstone.part7.rar<br />
http://rapidshare.com/files/124506255/www.softarchive.net_20Nest_Virus_20_20Grindstone.part8.rar<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Ninja Cheerleaders 2008]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1024</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 17:35:09 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1024</guid>
			<description><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://www.imdb.com/title/tt0972857/<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://rapidshare.com/files/136244965/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part1.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136250848/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part2.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136256767/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part3.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136263141/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part4.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136269838/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part5.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136276182/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part6.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136282666/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part7.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136284322/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part8.rar<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://www.imdb.com/title/tt0972857/<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Code:<br />
http://rapidshare.com/files/136244965/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part1.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136250848/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part2.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136256767/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part3.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136263141/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part4.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136269838/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part5.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136276182/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part6.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136282666/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part7.rar<br />
http://rapidshare.com/files/136284322/NinjaCheerleaders_www.softarchive.net.part8.rar<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ليگ برتر دو و ميداني بانوان]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1023</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 17:08:42 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1023</guid>
			<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تصاویری از روستای تاریخی ابیانه]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1022</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:45:26 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1022</guid>
			<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس های زیبا از ایران در جنگ جهانی اول]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1021</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:40:36 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1021</guid>
			<description><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[«راه شیری» ما، آن طور که قبلا ندیده‌اید!]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1020</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:34:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1020</guid>
			<description><![CDATA[در نگاه اول این عکس شاید یک عکس ۳D به نظر برسد که به کمک جلوه‌های نرم‌افزاری ساخته شده است، اما این عکس یک عکس صناعی نیست:<br />
<br />
<br />
<br />
برای دیدن نمای بزرگ‌تر، روی عکس کلیک کنید.<br />
<br />
این عکس کهکشان راه شیری به همراه سیاره مشتری را نشان می دهد. مکان گرفته شدن این عکس صحرای یوتای آمریکا است.<br />
<br />
عکس کهکشان مارپیچی ما را که با چشم غیرمسلح به سختی دیده می‌شود، به یاری یک دوربین ۲۵ میلیمتری یا لنز ۵۰ میلیمتری و زمان نوردهی ۳۰ ثانیه، گرفته شده است.<br />
<br />
عکاس، «والی پاچولکا» Pacholka، یک آرشتیکت ۵۹ ساله اهل «لانگ بیچ» کالیفرنیاست. او که علاوه بر این عکس، عکس‌های بسیار زیبای دیگری هم از آسمان شب گرفته است، برای پیدا کردن محل مناسب گرفتن عکس، او هر باز صدها مایل مسافرت می‌کند، این عکس را هم او در شب در شرایطی گرفت که برای پیدا کردن مکان مناسب در غار ۲ مایل جابجا شده بود و حتی نزدیک بود گم بشود.<br />
<br />
در این عکس زیبا کهکشان راه شیری که ۱۰۰ هزار سال نوری قطر و یک هزار سال نوری عمق دارد به همراه مشتری (در سمت چپ و بالا) نمایان است، مشتری بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی است و قطر آن ۱۱ برابر زمین است.<br />
<br />
با اینکه مشتری ۳۹۰ میلیون مایل از زمین فاصله دارد، ولی بعد از زهره درخشان‌ترین سیاره منظومه شمسی به حساب می‌آید.<br />
<br />
غاری که این عکس در آن گرفته شده در جنوب شرقی سالت لیک سیتی قرار دارد و تخمین زده می‌شود که ۳۰۰ میلیون سال قدمت داشته باشد. قبایل بومی سرخ‌پوستان در همین جا هزاران سال اقامات کرده‌اند و به کمک این غار دمایی نزدیک به ۵۰ درجه را تاب آورده‌اند.<br />
<br />
البته هنگامی که آقای پاچولکا این عکس را در ساعت ۹ بعد از ظهر ۳ آگوست گرفت، دمای هوا ۱۸ درجه سانتیگراد بود.<br />
<br />
تصور می‌رود که سنگ مدوری که در دهانه غار قرار دارد، در مراسم سنتی بومیان آمریکا از ۹۰۰ سال قبل از میلاد مسیح مورد استفاده قرار می‌گرفته است.<br />
<br />
آقای پاچولکا به مدت ۳۰ سال است که عکس‌هایی از آسمان زیبای شب می‌گیرد، در این عکس‌ها در کنار زیبایی آسمان و ستارگان، مناظر طبیعی آمریکا هم نمایان است و بر زیبایی عکس‌های می‌افزاید. عکس‌های او به وسیله ناسا منتشر می‌شوند.<br />
<br />
در سایت آقای پاچولکا می توانید عکس‌های بسیار زیبای دیگری هم بیابید.<br />
<br />
پی‌نوشت: و البته عکاسان آسمان شب ایرانی، دست‌کمی از همتایان فرنگی خود ندارند. برای نمونه به این عکس‌ها توجه کنید:<br />
<br />
عکسی از کاوه کشاورزیان:<br />
<br />
<br />
<br />
عکسی مشهور از اوشین زاکاریان:<br />
<br />
<br />
<br />
عکسی از بابک امین‌تفرشی:<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در نگاه اول این عکس شاید یک عکس ۳D به نظر برسد که به کمک جلوه‌های نرم‌افزاری ساخته شده است، اما این عکس یک عکس صناعی نیست:<br />
<br />
<br />
<br />
برای دیدن نمای بزرگ‌تر، روی عکس کلیک کنید.<br />
<br />
این عکس کهکشان راه شیری به همراه سیاره مشتری را نشان می دهد. مکان گرفته شدن این عکس صحرای یوتای آمریکا است.<br />
<br />
عکس کهکشان مارپیچی ما را که با چشم غیرمسلح به سختی دیده می‌شود، به یاری یک دوربین ۲۵ میلیمتری یا لنز ۵۰ میلیمتری و زمان نوردهی ۳۰ ثانیه، گرفته شده است.<br />
<br />
عکاس، «والی پاچولکا» Pacholka، یک آرشتیکت ۵۹ ساله اهل «لانگ بیچ» کالیفرنیاست. او که علاوه بر این عکس، عکس‌های بسیار زیبای دیگری هم از آسمان شب گرفته است، برای پیدا کردن محل مناسب گرفتن عکس، او هر باز صدها مایل مسافرت می‌کند، این عکس را هم او در شب در شرایطی گرفت که برای پیدا کردن مکان مناسب در غار ۲ مایل جابجا شده بود و حتی نزدیک بود گم بشود.<br />
<br />
در این عکس زیبا کهکشان راه شیری که ۱۰۰ هزار سال نوری قطر و یک هزار سال نوری عمق دارد به همراه مشتری (در سمت چپ و بالا) نمایان است، مشتری بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی است و قطر آن ۱۱ برابر زمین است.<br />
<br />
با اینکه مشتری ۳۹۰ میلیون مایل از زمین فاصله دارد، ولی بعد از زهره درخشان‌ترین سیاره منظومه شمسی به حساب می‌آید.<br />
<br />
غاری که این عکس در آن گرفته شده در جنوب شرقی سالت لیک سیتی قرار دارد و تخمین زده می‌شود که ۳۰۰ میلیون سال قدمت داشته باشد. قبایل بومی سرخ‌پوستان در همین جا هزاران سال اقامات کرده‌اند و به کمک این غار دمایی نزدیک به ۵۰ درجه را تاب آورده‌اند.<br />
<br />
البته هنگامی که آقای پاچولکا این عکس را در ساعت ۹ بعد از ظهر ۳ آگوست گرفت، دمای هوا ۱۸ درجه سانتیگراد بود.<br />
<br />
تصور می‌رود که سنگ مدوری که در دهانه غار قرار دارد، در مراسم سنتی بومیان آمریکا از ۹۰۰ سال قبل از میلاد مسیح مورد استفاده قرار می‌گرفته است.<br />
<br />
آقای پاچولکا به مدت ۳۰ سال است که عکس‌هایی از آسمان زیبای شب می‌گیرد، در این عکس‌ها در کنار زیبایی آسمان و ستارگان، مناظر طبیعی آمریکا هم نمایان است و بر زیبایی عکس‌های می‌افزاید. عکس‌های او به وسیله ناسا منتشر می‌شوند.<br />
<br />
در سایت آقای پاچولکا می توانید عکس‌های بسیار زیبای دیگری هم بیابید.<br />
<br />
پی‌نوشت: و البته عکاسان آسمان شب ایرانی، دست‌کمی از همتایان فرنگی خود ندارند. برای نمونه به این عکس‌ها توجه کنید:<br />
<br />
عکسی از کاوه کشاورزیان:<br />
<br />
<br />
<br />
عکسی مشهور از اوشین زاکاریان:<br />
<br />
<br />
<br />
عکسی از بابک امین‌تفرشی:<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شهرهای شناور]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1019</link>
			<pubDate>Mon, 13 Oct 2008 16:31:03 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1019</guid>
			<description><![CDATA[ایده ساخت شهرهای شناور چیز جدیدی نیست و مدتی است که ذهن بشر امروز را مشغول خود ساخته است ، افزایش جمعیت دنیا و کمبود زمین برای سکونت و هزاران عامل دیگر باعث و بانی چنین طراحی ها و ایده ها می باشد ، این ایده که Lilypad نام دارد توسط Vincent Callebaut طراحی شده است شهری شناور می باشد که چشمها را خیره می سازد طراحی مدرن و زیبای آن واقعا دلفریب است ، گنجایش این شهر شناور 50,000 خانه می باشد که شهری است برای سال 2100 ، انرژی این شهر از طریق انرژی خورشیدی تامین می شود و شهری سبز است و سوخت ها در آن جایی ندارند . <br />
<br />
به نظر شما ساخت چنین شهر های در آینده دور از ذهن است ؟ <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ایده ساخت شهرهای شناور چیز جدیدی نیست و مدتی است که ذهن بشر امروز را مشغول خود ساخته است ، افزایش جمعیت دنیا و کمبود زمین برای سکونت و هزاران عامل دیگر باعث و بانی چنین طراحی ها و ایده ها می باشد ، این ایده که Lilypad نام دارد توسط Vincent Callebaut طراحی شده است شهری شناور می باشد که چشمها را خیره می سازد طراحی مدرن و زیبای آن واقعا دلفریب است ، گنجایش این شهر شناور 50,000 خانه می باشد که شهری است برای سال 2100 ، انرژی این شهر از طریق انرژی خورشیدی تامین می شود و شهری سبز است و سوخت ها در آن جایی ندارند . <br />
<br />
به نظر شما ساخت چنین شهر های در آینده دور از ذهن است ؟ <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عکس هایی زیبا از مسعود سعیدی]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1018</link>
			<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 19:21:39 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1018</guid>
			<description><![CDATA[عکس هایی زیبا از مسعود سعیدی<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
امید وارم لذت برده باشین:v:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[عکس هایی زیبا از مسعود سعیدی<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
امید وارم لذت برده باشین:v:]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازی GOLF گوشیهای UIQ3]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1017</link>
			<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 15:12:44 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1017</guid>
			<description><![CDATA[اینم بازی گلف خود گوشیهای P990&P1 تقدیم به شما:s-2:<br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اینم بازی گلف خود گوشیهای P990&P1 تقدیم به شما:s-2:<br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دوست پسر میخام ( آرمیتا 18 تهران همراه با عکس)]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1016</link>
			<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 16:28:33 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1016</guid>
			<description><![CDATA[خب اینم ( آرمیتا خانم ) 18 ساله از تهران<br />
<br />
 <br />
<br />
دنبال bf میگرده<br />
<br />
 <br />
<br />
اگه دوست داری باهاش رفیق شی بهم بگو<br />
<br />
آیدیشو بهت بدم<br />
<br />
 <br />
<br />
اینم عکسشه<br />
 ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خب اینم ( آرمیتا خانم ) 18 ساله از تهران<br />
<br />
 <br />
<br />
دنبال bf میگرده<br />
<br />
 <br />
<br />
اگه دوست داری باهاش رفیق شی بهم بگو<br />
<br />
آیدیشو بهت بدم<br />
<br />
 <br />
<br />
اینم عکسشه<br />
 ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آخر عاقبت زبون درازی]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1015</link>
			<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 16:25:23 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1015</guid>
			<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آماده باش ، پیش از زنگ خوردن گوشی و دریافت SMS!]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1013</link>
			<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 11:01:43 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1013</guid>
			<description><![CDATA[در عوالم موبایل بازهای حرفه ای ، دو اصطلاح "تک زدن" و "تک گرفتن" وجود دارد. تک زدن رونق زیادی دارد اما تک گرفتن یک هنر هست که هر کسی از داشتن آن عاجز است! به زبان ساده تر ، شما نیز احتمالأ تاکنون با مزاحم هایی برخورد داشته اید که گاه و بی گاه با زدن تک زنگ آسایش را از شما سلب میکنند. یا شاید دوست داشته باشید هنگامی که شخصی با شما تماس میگیرد ، زودتر از آنکه گوشی شما زنگ بخورد و شماره فرد روی گوشی تان ظاهر شود ، به تماس وی پی ببرید. با ترفندی ساده میتوانید 1 الی 2 ثانیه قبل از زنگ خوردن گوشی تان متوجه شوید که هم اکنون گوشی تان زنگ میخورد و یا SMS دریافت خواهید کرد!<br />
<br />
<br />
ابتدا لازم به ذکر است این ترفند بر روی سیم کارتهای دارای سرویس GPRS عمل میکند. در نتیجه در حال حاضر تنها بر روی سیم کارتهای ایرانسل و در آینده ای نزدیک بر روی سیم کارتهای همراه اول قابل اجراست.<br />
<br />
همچنین برای انجام این ترفند شما نیازمند گوشی با سیستم عامل سیمبین هستید.<br />
<br />
برای اینکار:<br />
از منوی اصلی به مسیر زیر بروید:<br />
Settings > Connection > GPRS<br />
سپس مطمئن شوید گزینه GPRS Connection بر روی When Available تنظیم شده باشد.<br />
<br />
در این صورت شما در زیر قسمت نمایشگر میزان آنتن ، لوگوی کوچکی به شکل حرف G خواهید داشت (در بعضی گوشی ها حرف E و یک مثلث برعکس).<br />
با فعال بودن این گزینه ، شما از اینترنت استفاده نخواهید کرد ، تنها سرویس GPRS شما فعال است و طبعأ هزینه ای هم نخواهد داشت.<br />
اما اکنون در صورتی که فردی با شما تماس بگیرد ، چند ثانیه قبل از زنگ خوردن گوشی و همچنین دریافت SMS ، روی علامت G یک خط کشیده میشود. (در اصل در فاصله بین فشردن دکمه سبز توسط فرستنده و زنگ خوردن در گوشی گیرنده).<br />
به همین سادگی شما زودتر از زنگ خوردن گوشی میتوانید دریابید که به زودی تماس یا پیامکی خواهید داشت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در عوالم موبایل بازهای حرفه ای ، دو اصطلاح "تک زدن" و "تک گرفتن" وجود دارد. تک زدن رونق زیادی دارد اما تک گرفتن یک هنر هست که هر کسی از داشتن آن عاجز است! به زبان ساده تر ، شما نیز احتمالأ تاکنون با مزاحم هایی برخورد داشته اید که گاه و بی گاه با زدن تک زنگ آسایش را از شما سلب میکنند. یا شاید دوست داشته باشید هنگامی که شخصی با شما تماس میگیرد ، زودتر از آنکه گوشی شما زنگ بخورد و شماره فرد روی گوشی تان ظاهر شود ، به تماس وی پی ببرید. با ترفندی ساده میتوانید 1 الی 2 ثانیه قبل از زنگ خوردن گوشی تان متوجه شوید که هم اکنون گوشی تان زنگ میخورد و یا SMS دریافت خواهید کرد!<br />
<br />
<br />
ابتدا لازم به ذکر است این ترفند بر روی سیم کارتهای دارای سرویس GPRS عمل میکند. در نتیجه در حال حاضر تنها بر روی سیم کارتهای ایرانسل و در آینده ای نزدیک بر روی سیم کارتهای همراه اول قابل اجراست.<br />
<br />
همچنین برای انجام این ترفند شما نیازمند گوشی با سیستم عامل سیمبین هستید.<br />
<br />
برای اینکار:<br />
از منوی اصلی به مسیر زیر بروید:<br />
Settings > Connection > GPRS<br />
سپس مطمئن شوید گزینه GPRS Connection بر روی When Available تنظیم شده باشد.<br />
<br />
در این صورت شما در زیر قسمت نمایشگر میزان آنتن ، لوگوی کوچکی به شکل حرف G خواهید داشت (در بعضی گوشی ها حرف E و یک مثلث برعکس).<br />
با فعال بودن این گزینه ، شما از اینترنت استفاده نخواهید کرد ، تنها سرویس GPRS شما فعال است و طبعأ هزینه ای هم نخواهد داشت.<br />
اما اکنون در صورتی که فردی با شما تماس بگیرد ، چند ثانیه قبل از زنگ خوردن گوشی و همچنین دریافت SMS ، روی علامت G یک خط کشیده میشود. (در اصل در فاصله بین فشردن دکمه سبز توسط فرستنده و زنگ خوردن در گوشی گیرنده).<br />
به همین سادگی شما زودتر از زنگ خوردن گوشی میتوانید دریابید که به زودی تماس یا پیامکی خواهید داشت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اظهارات اسفندیار رحیم مشایی درباره حضرت کوروش سلام الله علیه]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1012</link>
			<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 02:17:04 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1012</guid>
			<description><![CDATA[اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور به تازگی گفته های جالبی گفته است که شخصیت او را جالب تر از گذشته نشان داده است. وی در روز دو شنبه15 مهرگفته است که (بودن)کورورش در ایران اتفاقی نبوده است. کوروش سرمایه گذاری خداوند در ایران بوده است و خداوند ملت ایران را برگزیده است. این سخنان بسیار جالب و در عین حال قابل ستایش و تحسین است. او نخستین کسی از مردان جمهوری اسلامی است که پس از انقلاب به کوروش ادای احترام کرده است. کورورش همان پیامبر و ذوالقرنین و شخصیت مورد علاقه آیت الله طباطبایی است. کوروش مورد تحسین همه جهانیان است و از نظر احترام به حقوق قومیتها و آزادی ادیان در جهان بی مانند است. او تنها کسی است که جهان را بدون شمشیر با آیین مهر خود گشایش(فتح ) نموده است. حضرت کوروش فردی فرای دینها و نژادها بود. همه مردم ایران و کشورهای حوضه تمدنی ایران به او عشق می ورزند به طوری که کسانی از روی رشک یا دشمنی اگر از او بد بگویند از دید مردم ایران رانده شده از داد و انصاف هستند.<br />
اسفندیار رحیم مشایی پیش از این نیز با گفتن واژه مردم اسرائیل و حضور در مراسم رقص سنتی در ترکیه مورد توجه رسانه های جهان و انتقادهای بسته بندی شده در داخل کشور قرار گرفت. همه اینها به نوعی نشان از اندیشه روشن و بزرگ این مرد دارد که با شهامت و با آگاهی از حرف عامه مردم به بیان اندیشه های خود می پردازد. در سالهای نخستین انقلاب هاشمی رفسنجانی نیز در یکی از مراسمهای رقص سنتی کره شمالی که زنان هم بودند حضور داشت و به احترام میزبان از جای خود بلند نشد ولی برخی از همراهان او (وزیر کار وقت) به نشان اعتراض از جای خود بلند شدند.<br />
در هر صورت مردم ایران از رحیم مشایی به خاطر بیان جمله ای که 30 سال در انتظار شنیدن آن بودند خرسند هستند.<br />
درود نیاکان و مردم ایران بر داوری او باد <br />
<br />
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور به تازگی گفته های جالبی گفته است که شخصیت او را جالب تر از گذشته نشان داده است. وی در روز دو شنبه15 مهرگفته است که (بودن)کورورش در ایران اتفاقی نبوده است. کوروش سرمایه گذاری خداوند در ایران بوده است و خداوند ملت ایران را برگزیده است. این سخنان بسیار جالب و در عین حال قابل ستایش و تحسین است. او نخستین کسی از مردان جمهوری اسلامی است که پس از انقلاب به کوروش ادای احترام کرده است. کورورش همان پیامبر و ذوالقرنین و شخصیت مورد علاقه آیت الله طباطبایی است. کوروش مورد تحسین همه جهانیان است و از نظر احترام به حقوق قومیتها و آزادی ادیان در جهان بی مانند است. او تنها کسی است که جهان را بدون شمشیر با آیین مهر خود گشایش(فتح ) نموده است. حضرت کوروش فردی فرای دینها و نژادها بود. همه مردم ایران و کشورهای حوضه تمدنی ایران به او عشق می ورزند به طوری که کسانی از روی رشک یا دشمنی اگر از او بد بگویند از دید مردم ایران رانده شده از داد و انصاف هستند.<br />
اسفندیار رحیم مشایی پیش از این نیز با گفتن واژه مردم اسرائیل و حضور در مراسم رقص سنتی در ترکیه مورد توجه رسانه های جهان و انتقادهای بسته بندی شده در داخل کشور قرار گرفت. همه اینها به نوعی نشان از اندیشه روشن و بزرگ این مرد دارد که با شهامت و با آگاهی از حرف عامه مردم به بیان اندیشه های خود می پردازد. در سالهای نخستین انقلاب هاشمی رفسنجانی نیز در یکی از مراسمهای رقص سنتی کره شمالی که زنان هم بودند حضور داشت و به احترام میزبان از جای خود بلند نشد ولی برخی از همراهان او (وزیر کار وقت) به نشان اعتراض از جای خود بلند شدند.<br />
در هر صورت مردم ایران از رحیم مشایی به خاطر بیان جمله ای که 30 سال در انتظار شنیدن آن بودند خرسند هستند.<br />
درود نیاکان و مردم ایران بر داوری او باد <br />
<br />
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نوكيا بر فراز دماوند]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1011</link>
			<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 21:32:08 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1011</guid>
			<description><![CDATA[قله کوه دماوند روز شنبه 6 مهر ماه 1387 پذیرای گروهی از کوهنوردان، عکاسان و صعودگران نوکیایی بود. هدف از این گردهمایی سالم و مفرح، تجربه‌ای بود متفاوت و ابتکاری خلاقانه از گروه نوکیا برای آزمودن یکی از جدیدترین فناوری‌های برتر نوکیا - گوشی N 96 بر فراز بلندترین ارتفاعات خاورمیانه.<br />
<br />
<br />
<br />
به گزارش ارسالي از روابط عمومي نوكيا در ايران، گروه صعودگر تیمی 6 نفره بود متشکل از آقایان کانر پیرس مدیر توسعه تجاری و محصولات نوکیا در خاورمیانه و آفریقای شمالی، وحید کاظمی نجف آبادی مدیر توسعه تجاری و محصولات نوکیا در ایران، هومن معصومی راد از دفتر نوکیا در تهران، و رضا زارعی عضو گروه کوه نوردی آرش، متخصص کوهنوردی، دبیر و راهنمای فدراسیون کوهنوردی ایران، حسن نجاریان متخصص کوهنوردی و فیلمبرداری از طرف فدراسیون و بابک بیاتی عکاس از طرف PGtشرکت روابط عمومی نوکیا که به همراه یکی از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های ارائه شده از سوی نوکیا N96 به قله دماوند صعود کردند.<br />
<br />
در این صعود موفق، گروه از آخرین گوشی نوکیا N96 : هم بعنوان یک گوشی تلفن همراه و هم یک ابزار هوشمند همه کاره All-in-one که از قابلیت‌های ویژه ای از قبیل عکسبرداری، تصویربرداری، پخش موسیقی، جهت‌یابی و اتصال به اینترنت برخوردار است سود جستند.<br />
<br />
عکاسان توانستند با استفاده از قابلیت‌های پیشرفته بکار برده شده در گوشی N96 از مناظر دیدنی و مهیج ارتفاعات البرز فیلم و عکسبرداری کرده و تجربیات این سفر پرخاطره را با بهره‌گیری ازسیستم استثنائی N96 با دیگران سهیم شوند.<br />
<br />
پخش موسیقی ازN96 با امکانات قابل توجهش از قبیل هدفون و بلنگوهای 3D استریو لذت صعود را چند برابر می‌کرد.<br />
ز آنجا که موقعیت‌یابی یکی از مهم‌ترین فاکتورهايیست که می‌تواند در تعیین مسیر و ارتفاع به کوهنوردان کمک کند، GPS N96 توانست در این امر نیز بسیار موثرو مفید واقع شود.<br />
<br />
گوشی نوکیا N96 که در صنعت کامپیوترهای چندرسانه‌ای سری N و صنعت اپتیک پیشتاز است، دارای دوربین 5مگاپیکسلی و مجهز به عدسی کارل زایس بوده و از امکانات راهنمای صوتی مکان‌یابی و حافظه 32 گیگابایت برخوردارست.<br />
<br />
بدین ترتیب N 96 آمیزه‌ای از خلاقیت،تکنیک و فناوری است که نه تنها از امکانات ویژه از قبیل فرمت‌های متداول ویدئویی مانند: MPEG-4 ، مدیا پلیر و فلش برخوردارست بلکه دسترسی به تصاویر ویدئویی و ذخیره آنها در حدود 40 ساعت، و دسترسی به طیف وسیعی از سرگرمی‌ها را برای کاربران میسر می‌سازد.<br />
از دیگر امکانات گوشی جدید N96 می‌توان از سیستم رهیاب GPRS نام برد که امکان اتصال به اینترنت را فراهم می‌سازد.<br />
<br />
N96 این گوشی موبایل مدرن همه کاره هفته آینده بطور رسمی وارد بازار ایران خواهد شد که جزئیات بیشتر در خصوص این گوشی در حین مراسم معرفی محصول ارائه خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[قله کوه دماوند روز شنبه 6 مهر ماه 1387 پذیرای گروهی از کوهنوردان، عکاسان و صعودگران نوکیایی بود. هدف از این گردهمایی سالم و مفرح، تجربه‌ای بود متفاوت و ابتکاری خلاقانه از گروه نوکیا برای آزمودن یکی از جدیدترین فناوری‌های برتر نوکیا - گوشی N 96 بر فراز بلندترین ارتفاعات خاورمیانه.<br />
<br />
<br />
<br />
به گزارش ارسالي از روابط عمومي نوكيا در ايران، گروه صعودگر تیمی 6 نفره بود متشکل از آقایان کانر پیرس مدیر توسعه تجاری و محصولات نوکیا در خاورمیانه و آفریقای شمالی، وحید کاظمی نجف آبادی مدیر توسعه تجاری و محصولات نوکیا در ایران، هومن معصومی راد از دفتر نوکیا در تهران، و رضا زارعی عضو گروه کوه نوردی آرش، متخصص کوهنوردی، دبیر و راهنمای فدراسیون کوهنوردی ایران، حسن نجاریان متخصص کوهنوردی و فیلمبرداری از طرف فدراسیون و بابک بیاتی عکاس از طرف PGtشرکت روابط عمومی نوکیا که به همراه یکی از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های ارائه شده از سوی نوکیا N96 به قله دماوند صعود کردند.<br />
<br />
در این صعود موفق، گروه از آخرین گوشی نوکیا N96 : هم بعنوان یک گوشی تلفن همراه و هم یک ابزار هوشمند همه کاره All-in-one که از قابلیت‌های ویژه ای از قبیل عکسبرداری، تصویربرداری، پخش موسیقی، جهت‌یابی و اتصال به اینترنت برخوردار است سود جستند.<br />
<br />
عکاسان توانستند با استفاده از قابلیت‌های پیشرفته بکار برده شده در گوشی N96 از مناظر دیدنی و مهیج ارتفاعات البرز فیلم و عکسبرداری کرده و تجربیات این سفر پرخاطره را با بهره‌گیری ازسیستم استثنائی N96 با دیگران سهیم شوند.<br />
<br />
پخش موسیقی ازN96 با امکانات قابل توجهش از قبیل هدفون و بلنگوهای 3D استریو لذت صعود را چند برابر می‌کرد.<br />
ز آنجا که موقعیت‌یابی یکی از مهم‌ترین فاکتورهايیست که می‌تواند در تعیین مسیر و ارتفاع به کوهنوردان کمک کند، GPS N96 توانست در این امر نیز بسیار موثرو مفید واقع شود.<br />
<br />
گوشی نوکیا N96 که در صنعت کامپیوترهای چندرسانه‌ای سری N و صنعت اپتیک پیشتاز است، دارای دوربین 5مگاپیکسلی و مجهز به عدسی کارل زایس بوده و از امکانات راهنمای صوتی مکان‌یابی و حافظه 32 گیگابایت برخوردارست.<br />
<br />
بدین ترتیب N 96 آمیزه‌ای از خلاقیت،تکنیک و فناوری است که نه تنها از امکانات ویژه از قبیل فرمت‌های متداول ویدئویی مانند: MPEG-4 ، مدیا پلیر و فلش برخوردارست بلکه دسترسی به تصاویر ویدئویی و ذخیره آنها در حدود 40 ساعت، و دسترسی به طیف وسیعی از سرگرمی‌ها را برای کاربران میسر می‌سازد.<br />
از دیگر امکانات گوشی جدید N96 می‌توان از سیستم رهیاب GPRS نام برد که امکان اتصال به اینترنت را فراهم می‌سازد.<br />
<br />
N96 این گوشی موبایل مدرن همه کاره هفته آینده بطور رسمی وارد بازار ایران خواهد شد که جزئیات بیشتر در خصوص این گوشی در حین مراسم معرفی محصول ارائه خواهد شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تور نمایشگاهی ایران تالار - نمایشگاه الکامپ]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1010</link>
			<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 19:16:02 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1010</guid>
			<description><![CDATA[با سلام به درود به تمامی برو بچه های ایران تالاری<br />
<br />
امروز تصمیم گرفتم با آقا سوروش که قبلا" باهاش هماهنگ کرده بودم یه پیشنهاد به شما بدم<br />
<br />
نمایشگاه الکامپو که همه تهرانیا که میشناسن بقیه شهرا هم که به تهران نزدیکن میشناسن بیشتر کشور ها هم میشناسنو میان چون نمایشگاه بین المللی به تمام معناست.<br />
<br />
من که الان 10 ساله میرم نمایشگاه رو و ازش راضیم واقعا" <br />
<br />
حالا تصمیم داریم اولین قرار ملاقاتمونو با نمایشگاه آغاز کنیم که به نظر من آغاز خوبی خواهد بود <br />
<br />
حالا هر کی میخواد بیاد اینجا هماهنگ کنه که تعداد دستمون بیادو منتظر همه بشیم تا بیان ضمنا" این نمایشگاه در اوایل ماه آذر خواهد بود ولی میخوایم تا اون زمان برنامه ریزی خوبی داشته باشیم<br />
<br />
مکان نمایشگاهم که دیگه به هر جنینی بگی محل دائمی نمایشگاه های تهران کجاس میگه مسخره کردی:getout:<br />
<br />
خوب حالا کسایی که پایه انو از این حرفا اینجا اعلام کنن<br />
<br />
کسایی که گفتن میان:<br />
<br />
آقا مهرداد گل<br />
آقا سوروش گل<br />
آقا میلاد گل<br />
<br />
راستی کسایی که هم از شهرستون پا میشن میان و افتخاری میدن میان و مارو خوشحال خواهند کرد بگن تا اطلاعات دقیق تری براشون بزاریم ضمنا" هیچ گونه خرج کلانی برا این نمایشگاه مطمئن باشین نمیکنین البته اگه با واپیما نیاینو نخواین خز بازی در بیارین:lotpot:<br />
و کلا" بگم که ما فکر نکنیم با این پول تو دخلی که داریم بتونیم خرج کنیم برا کسی پس همه خرج خودشونو بکنن<br />
مادرو خواهرو ناموس خرجو از حرفام نداریم:d<br />
<br />
تهرونیا که میان تا مترو میرداماد و شهرستونیا هم که اگه با اتوبوسو قطار بیان راحتو ارزونه براشون ولی اگه با هواپیما بیان باید اگه میخوان ارزون براشون واسته باید از هواپیما که پیاده میشن  از میدون آزادی پیاده تا چمران بیان:lotpot::d<br />
<br />
کسایی هم که ماشین دارن بیارن تا بعد نمایشگاه اگه بچه ها خواستن یه صفایی به پارک طالقانیو جمشیدیه و پارک ویو اینجا ها بدیم :v:<br />
<br />
خوب هر کی میاد دستش بالا کنه و اینجا بگه که میاد:shisha::thumbsup:<br />
<br />
منتظریما]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با سلام به درود به تمامی برو بچه های ایران تالاری<br />
<br />
امروز تصمیم گرفتم با آقا سوروش که قبلا" باهاش هماهنگ کرده بودم یه پیشنهاد به شما بدم<br />
<br />
نمایشگاه الکامپو که همه تهرانیا که میشناسن بقیه شهرا هم که به تهران نزدیکن میشناسن بیشتر کشور ها هم میشناسنو میان چون نمایشگاه بین المللی به تمام معناست.<br />
<br />
من که الان 10 ساله میرم نمایشگاه رو و ازش راضیم واقعا" <br />
<br />
حالا تصمیم داریم اولین قرار ملاقاتمونو با نمایشگاه آغاز کنیم که به نظر من آغاز خوبی خواهد بود <br />
<br />
حالا هر کی میخواد بیاد اینجا هماهنگ کنه که تعداد دستمون بیادو منتظر همه بشیم تا بیان ضمنا" این نمایشگاه در اوایل ماه آذر خواهد بود ولی میخوایم تا اون زمان برنامه ریزی خوبی داشته باشیم<br />
<br />
مکان نمایشگاهم که دیگه به هر جنینی بگی محل دائمی نمایشگاه های تهران کجاس میگه مسخره کردی:getout:<br />
<br />
خوب حالا کسایی که پایه انو از این حرفا اینجا اعلام کنن<br />
<br />
کسایی که گفتن میان:<br />
<br />
آقا مهرداد گل<br />
آقا سوروش گل<br />
آقا میلاد گل<br />
<br />
راستی کسایی که هم از شهرستون پا میشن میان و افتخاری میدن میان و مارو خوشحال خواهند کرد بگن تا اطلاعات دقیق تری براشون بزاریم ضمنا" هیچ گونه خرج کلانی برا این نمایشگاه مطمئن باشین نمیکنین البته اگه با واپیما نیاینو نخواین خز بازی در بیارین:lotpot:<br />
و کلا" بگم که ما فکر نکنیم با این پول تو دخلی که داریم بتونیم خرج کنیم برا کسی پس همه خرج خودشونو بکنن<br />
مادرو خواهرو ناموس خرجو از حرفام نداریم:d<br />
<br />
تهرونیا که میان تا مترو میرداماد و شهرستونیا هم که اگه با اتوبوسو قطار بیان راحتو ارزونه براشون ولی اگه با هواپیما بیان باید اگه میخوان ارزون براشون واسته باید از هواپیما که پیاده میشن  از میدون آزادی پیاده تا چمران بیان:lotpot::d<br />
<br />
کسایی هم که ماشین دارن بیارن تا بعد نمایشگاه اگه بچه ها خواستن یه صفایی به پارک طالقانیو جمشیدیه و پارک ویو اینجا ها بدیم :v:<br />
<br />
خوب هر کی میاد دستش بالا کنه و اینجا بگه که میاد:shisha::thumbsup:<br />
<br />
منتظریما]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نامه ای عاشقانه ولی تبليغاتی]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1009</link>
			<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 02:21:46 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1009</guid>
			<description><![CDATA[نامه ای عاشقانه ولی تبليغاتی<br />
<br />
اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه<br />
<br />
سلام<br />
<br />
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم<br />
<br />
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[نامه ای عاشقانه ولی تبليغاتی<br />
<br />
اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه<br />
<br />
سلام<br />
<br />
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم<br />
<br />
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عشقهاي قرن بيست و يک]]></title>
			<link>http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1008</link>
			<pubDate>Fri, 10 Oct 2008 02:19:52 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://www.irantalar.com/showthread.php?tid=1008</guid>
			<description><![CDATA[دوباره شب شد و من بيقرارم<br />
كانكت كن زود بيا در انتظارم<br />
بيا من آمدم پاي مسنجر<br />
شدم محسور از آواي مسنجر<br />
بيا هارد دلت را ما ببينيم<br />
گلي از گنج هوم پيجت بچينيم<br />
بيا ايكن نماي بي نشانم<br />
كه من جز آدرس ميلت ندارم<br />
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد<br />
و حتي هارد ديسكم هم كش كرد<br />
بيا اي عشق دات كام عزيزم<br />
به پاي تو دبليوها بريزم<br />
مرا در انتظار خويش مگذار<br />
و يا ز اندازه آن بيش مگذار<br />
بيا اي حاصل سرچ جهاني<br />
بيا اجرا كن آن فايل نهاني<br />
بيا در دل تو را كم دارم امشب<br />
حدودا'' صد مگي غم دارم امشب<br />
اگر آيي دعايت مينمايم<br />
دعا تا بي نهايت مينمايم<br />
اگر آيي دعاي من همين است<br />
و يا نقل به مضمونش چنين است<br />
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار<br />
جداي از آن پي سي شوي يار<br />
مبادا نام ما را پاك سازي<br />
و كاخ آرزو ها را خاك سازي<br />
بمان تا جاودان اندر دل من<br />
بمان تا حل شود هر مشكل من]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوباره شب شد و من بيقرارم<br />
كانكت كن زود بيا در انتظارم<br />
بيا من آمدم پاي مسنجر<br />
شدم محسور از آواي مسنجر<br />
بيا هارد دلت را ما ببينيم<br />
گلي از گنج هوم پيجت بچينيم<br />
بيا ايكن نماي بي نشانم<br />
كه من جز آدرس ميلت ندارم<br />
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد<br />
و حتي هارد ديسكم هم كش كرد<br />
بيا اي عشق دات كام عزيزم<br />
به پاي تو دبليوها بريزم<br />
مرا در انتظار خويش مگذار<br />
و يا ز اندازه آن بيش مگذار<br />
بيا اي حاصل سرچ جهاني<br />
بيا اجرا كن آن فايل نهاني<br />
بيا در دل تو را كم دارم امشب<br />
حدودا'' صد مگي غم دارم امشب<br />
اگر آيي دعايت مينمايم<br />
دعا تا بي نهايت مينمايم<br />
اگر آيي دعاي من همين است<br />
و يا نقل به مضمونش چنين است<br />
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار<br />
جداي از آن پي سي شوي يار<br />
مبادا نام ما را پاك سازي<br />
و كاخ آرزو ها را خاك سازي<br />
بمان تا جاودان اندر دل من<br />
بمان تا حل شود هر مشكل من]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>